سخن با والدین

اهداف كلي دوره پيش‌دبستاني
1- پرورش قابليت‌هاي جسماني و ذهني، هماهنگ‌سازي و رشد مهارت‌هاي حركتي كودكان.
2- كمك به رشد عاطفي كودكان، افزايش حس اعتماد به نفس، درك شرايط محيطي و تقويت درك زيبايي‌ها.
3- فراهم ساختن زمينه علاقه و احساس شادي از مشاركت در فعاليت‌هاي گروهي.
4- تقويت علاقه به ارزش‌هاي ديني، اخلاقي و هويت ملي.
5- ايجاد رفتارهاي مطلوب فردي و اجتماعي در كودكان متناسب با سن آنان.

اصول حاكم بر آموزش و پرورش دوره پيش‌دبستاني
در برنامه‌ها و فعاليت‌هاي دوره پيش‌دبستاني اصول زير مورد توجه قرار مي‌گيرد:
1- رعايت تفاوت‌هاي فردي و توجه به شرايط  فرهنگي و بومي كودكان
2- توجه به ويژگي‌هاي مراحل رشد و پرورش حواس گوناگون كودكان
3- اولويت دادن به بازي وفعاليت‌هاي نشاط‌آور و پرهيز از روش‌هاي آموزش انتزاعي و حافظه مدار
4- هماهنگي و همسويي با اهداف دوره ابتدايي

رويكرد برنامه و فعاليت‌هاي دروه‌ي پيش‌دبستاني
از آنجايي كه سال‌هاي اوليه زندگي كودك زيربناي تكوين شخصيت اوست، چنانچه تعليم و تربيت كودك در دوران سيادت مبتني بر فطرت الهي به خوبي سامان يابد اميد مي‌رود در آينده سرشت حقيقت‌جويي، فضيلت‌خواهي، عبوديت و... در او بروز نمايد، از اين رو، برنامه و فعاليت‌هاي دورة پيش‌دبستان با رويكرد «شكوفايي فطرت الهي» طراحي و تدوين مي‌گردد.




راسخ استوارومهربان باشید:
وقدرت تشویق وترغیب راهموتره درنظرداشته باشید. دررفتارهایتانازیك رفتار ومنش مثبت استفاده كرده ودربرخوردبافرزندانتان ازرفتارتنبیه گرایانه وسرزنش گونه برحذرباشید سعی كنید به هنگام نوجوانی فرزندانتان بایكسری قواعد و مقررات روشن وواضح با وی برخورد نموده وآنها (مقررات وقوانین) رامورد تصحیح وبازنگری مناسب قرار دهید به همان اندازه كه فرزندتان رشد میكند ودرقضاوت وداوری پخته تر میشود. مهلت وفرصت بیشتری به وی بدهید. هیچ نوع((اقدام عملی))برای پیشرفت و پیشبردفرزندتان وجود نداردجز یك راه كه همواره بایستی آنرا مدنظر قراردادوآن اینست كه هرگز فرزندتان راكوچك نشمرده وآنرا زیرپا نگذاریدیا به عبارتی تحقیرنكنید. ­­هیچوقت او وشخصیتش را كوچك نشمارید و همواره به هرقیمتی ودرهرشرایطی باوی با احترام برخوردنموده وحسن احترام را دروی تقویت كنید.


گوش كردن:
به دقت به حرفهای فرزندتان گوش دهید. این مجموعه ها نظرات مذكوردربالا نمونه ای مفید و بسیار خوبی برای كمك به حسن اندیشمندی ومبهم جلوه دادن فرزندان می باشد. بخاطر داشته باشید اگر شما مایل نیستید فرزندتان از شما سرپیچی كند شما نیز سعی كنید از وی پیروی و به حرفهایش گوش فرا دهید.



هیچوقت درمورد مسایل خرد وكوچك بحث ومشاجره نكنید:
همواره تصمیم واضح وشفاف بگیرید. درست یانادرست، این تصمیم گیری صریح وواضح به مراتب بهتر از چانه زدن و اصرار ورزیدن به مسایل خرد و كوچك است.تصمیم گیری برای جوانترها بااستفاده از جمع یك امرسخت ومشكل است بایستی آنها رادرنظرگرفتن تصمیم در زندگی تشویق و ترغیب نموده و بایستی در این راه بسیار صبور وشكیبا بود تا وی قادر به فكر كردن و نهایتا تصمیم گیری گردد. حال اگر وی قادر بود در مورد امری تصمیم بگیرد آنرا بپذیرید و اگر مردد وشكاك بود و از خود دودلی داد، آنموقع است كه برای وی و به حای وی تصمیم بگیرید. سعی كنید آنگونه كه وی یاد میگیرد انتخابات خود را انجام داده ونتایج آنرا درك كنید. یك احترام متقابل و دو طرفه را با بها دادن به آنها پایه ریزی كنید.­­


نقش مهدکودک را در تربیت کودکان جدی بگیریم

انسان موجودی اجتماعی است، از زمان تولد تا واپسین دم حیات نیازمند دیگران است. در جامعه زندگی می کند، از آن تأثیر می پذیرد و بر آن تأثیر می گذارد.
کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش می یابد و می آموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد.
در محیط های اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزش ها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانواده ها کاسته و بر نقش این کانون ها در الگو دهی به شخصیت کودک افزوده می شود. مهدکودک ، برای بچه ها عموماً جذابیتی بیش از خانه و خانواده دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا می کند.
بنابراین برای به ثمر نشستن این نهال های ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت.
تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.
بسیاری از کودکان با رشد روزافزون تعداد مادران شاغل، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری می سازند و رفتارها، ارزش ها و الگوهای بسیاری را از این مکان ها کسب می کنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیر تعلیم و تربیت ، و بهره گیری از شیوه های مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.



تنبلي چشم ( آمبليوپي)

تنبلي چشم نوعي اختلال بينايي است كه اگر به موقع تشخيص داده و درمان نشود ، فرد را از يك چشم بسيار كم بينا يا نابينا مي كند و با تشخيص به موقع ، به راحتي و كاملا قابل درمان است. چشمان برخي كودكان ، با آنكه سالم به نظر مي رسند اما از سلامتي و ديد كافي برخوردار نيستند رشد و تكامل مركز بينايي در مغز از دوران جنيني تا حدود ده سالگي ادامه دارد ، اما حداكثر سرعت رشد آن تا سه سالگي است. نتيجه تكامل دستگاه بينايي ، در اين دوران ، ديد واضح و كامل است . در اين مدت ، بخصوص در سه سال اول زندگي ، هر عاملي كه باعث اشكال ديد ، در يك يا هر دو چشم كودك شود ، رشد و تكامل دستگاه بينايي را متوقف مي سازد و در نتيجه باعث كاهش ميزان بينايي طفل مي شود . معني اين سخن آن است كه امكان دارد چشمي را كه از نظر ظاهر كاملا طبيعي است از بينايي كامل و طبيعي برخوردار نباشد.
در صورتي كه اشكال ديد كودك ، قبل از پنج سالگي درمان شود ، حتي اگر چشم در اين مدت تنبل شده باشد با درمان ، بينايي كامل بدست مي آيد. پس از پنج سالگي ، هر چه درمان چشم تنبل بيشتر به عقب بيافتد ، احتمال به دست آوردن بينايي كامل كمتر مي شود . به طوري كه پس از هفت تا ده سالگي ، درمان هيچ تاثيري در بينايي نخواهد داشت.
آمبليوپي نوعي كاهش بينايي است كه در آن نمي توان در چشم و يا در راههاي عصبي بينايي هيچ گونه عيب ارگانيك (ساختماني)واضحي براي آن يافت ودر واقع از مواردي است كه نه مريض چيزي مي بيند ونه دكتر در چشم مريض چيزي مي بيند از نقطه نظر باليني زماني تشخيص آمبليوپي مسجل مي گردد كه حتي با بهترين تصحيح انكساري نيز نتوان ديد بيمار را افزايش داد و در روي تابلوي اسنلن حداقل دو رديف اختلاف ديد وجود داشته باشد در اينجا مي توانيم بگوييم چشمي كه ديد كمتري دارد دچار آمبليوپي است با شرط اينكه در ته چشم نيز نتوان هيچ گونه ضايعه ارگانيكي كه مسئول كاهش بينايي باشد يافت نمود.



عوامل ايجاد كننده تنبلي چشم

اشكالات مادرزادي در ساختمان چشم ، مانند آب مرواريد و پايين افتادگي پلك باعث ميشود كه چشم نتواند تصوير واضحي از اشياء دريافت كند و بتدريج دچار تنبلي شود . در مورد كاتاراكت بهترين درمان عمل جراحي است كه اگر پس از تولد تا سه ماهگي هرچه سريعتر صورت بگيرد ، نتيجه بهتري خواهد داشت . اما پس از سه ماهگي نتيجه چندان رضايت بخش نخواهد بود.
در نزديك بيني ، دور بيني و آستيگماتيسم ، اگر ديد هر دو چشم بسيار كم باشد ، هر دو چشم و اگر تفاوت ديد آنها زياد باشد ، چشم ضعيف تر نمي تواند تصوير واضحي از اشياء دريافت كند و دچار تنبلي مي شود.
لوچي يا انحراف چشم نيز مي تواند باعث دو بيني شده در نتيجه تصوير واضحي روي شبكيه تشكيل نشود . بدين ترتيب مغز بتدريج براي حذف دو بيني ، تصوير چشم منحرف را حذف كرده و تنبلي چشم ايجاد خواهد شد.



پيشگيري و درمان

تنها راه پيشگيري از تنبلي چشم تشخيص به موقع عوامل ايجاد كننده آن است و چون بسياري از اين عوامل براي خانواده ها ناشناخته است ، چشم همه كودكان بايد حداقل سه بار قبل از دبستان در زمانهاي مختلف معاينه شود.
همچنين اگر كودكي انحراف چشم دارد ، والدين بايد به محض تشخيص ، او را نزد متخصص برده و تحت درمان قرار دهند. درمان تنبلي چشم ، معمولا با بستن چشم سالم است ، تا چشم تنبل به كار بيافتد و تنبلي آن برطرف شود . مدت بستن چشم را متخصص تعيين مي كند و در فواصل مشخص نيز بايد بوسيله متخصص معاينه شود . گاهي اوقات براي درمان عينك و در برخي موراد جراحي توصيه مي شود . اگر تنبلي چشم بر اثر بيماريهاي مادرزادي مانند آب مرواريد ، پايين افتادگي پلك يا ديگر عيوب ساختماني باشد بايد قبل از سه ماهگي درمان شود و اگر به علتهاي ديگر باشد ، درمان قطعي تا قبل از پنج سالگي امكانپذير است و بعد از آن درمان معمولا نتيجه خوبي ندارد .
گاهي اوقات مدت درمات چند سال است . در اين صورت والدين طفل بايد استقامت ، پشتكار و حوصله لازم را داشته باشند و از رفت و آمد نزد متخصص و ساير مشكلات جنبي آن خسته نشوند. اگر متخصص توصيه كرد چشم كودك را ببنديد ، طبق دستور او عمل كنيد و چشم كودك را كمتر يا بيشتر از زمان تعيين شده نبنديد. در صورت تشخيص تنبلي چشم ، حتما تا پايان ده سالگي پيگير وضعيت بينايي و تغييرات عيوب انكساري كودك باشيد.



جويدن ناخن در كودكان

ناخن جويدن اختلالي مي باشد كه بيشتر در سنين كودكي و اوايل نوجواني اتفاق مي افتد اگر چه مي توان جويدن ناخن را در همه گروههاي اجتماعي مشاهده كرد. اين عادت نشانه تهاجم است و اغلب كودكان فقط زماني كه فشار و اظطراب دروني آنها زياد است به جويدن ناخن مي پردازند و بعضي ها هم بدون دليل مشخصي مدام به اين كار مبادرت مي كنند. جويدن ناخن با مكيدن شست كاملا متفاوت است ، زيرا جويدن ناخن برخلاف مكيدن شست يك عادت نيست بلكه وسيله اي است كه كودك آن را براي پايين آوردن فشار و اظطراب دروني به كار مي برد.
عواملي كه موجب ناخن جويدن مي شود، از شخصي به شخصي ديگر تفاوت دارد. در برخي افراد نوعي مكانيسم دفاعي براي كاهش فشارها و اظطراب هاي روحي و رواني است و در برخي ديگر عكس العمل خصومتي به حساب مي آيد كه از طرف افرادي مانند پدر و مادر كودك برانگيخته شده است.
ناخن جويدن عادتي است كه موجب مي شود شخص مبتلا به آن احساس رنج و نا خشنودي كند. كودكان و نوجوانان براي ترك اين عادت تلاش فراواني ميكنند ولي غالبا كوششها و تلاشهاي آنها بي نتيجه مي ماند.
محققان در چگونگي پيدايش و علت اين اختلال اختلاف نظر فراواني دارند اما با اين احوال معتقدند كه درمان علامتي ناخن جويدن از قببيل بستن ناخن ، تلخ كردن انگشتان ، تمسخر و تهديد شخص مبتلا ، اثر و ارزش درماني چنداني ندارد ، بلكه درمان بايد ريشه اي و با درك مسايل مختلف شخص مبتلا صورت گيرد تا او بتواند سازش شخصيتي مناسب و راههاي مناسبي ايجاد كرده و با به كار بستن راههاي مناسب و قابل قبول تري براي رهايي از تنشها و كششهاي روحي و رواني تلاش كند.


 
  2  
 
copyright reserved mahdefereshtegan.com 2009 (hfmdesign)